....::::صد سال تنهایی::::....

ادبی سیاسی فرهنگی اجتما عی هنری

مرگ انسانها
نویسنده : mehran kazemy - ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸

امروز داشتم به این فکر میکردم که چگونه میشود چند زندانی محکوم به ابد به فکر فرار می افتند و زودتر از موعد خودشان را به دام مرگ میبرند ؟!حتما حوادث را خواندهاید و متوجه شدن اید که چند زندانی درزندان قزل حصار کرج در پی اقدام به فرار کشته می شوند !

زاپن زلزله  می اید و ۴٠٠ نفر و حتی بیشتر میمیرند و این هم از بلایای طبیعی در کشور افتاب تابان که حالا غمگین است و کشته شدگان امارشان بالاتر هم خواهد رفت !

در یمن مصر بحرین اوضاع به هم میریزد و مردم اسیر دست دیکتاتورها میشوند و کشته میشوند و جان انسانها در تهدید مکرر قرار میگیرد !

در جاده ها ی ایران تصادفات مرگبار به وجود میاید و مردم جانشان از دست میرود !

و مثالهای مختلف که همه گواه بر این دارند که این روزها مرگ و میر به شدت رو به افزایش داشته و دسته دسته مردم به سوی دیار باقی میشتابند !

در عصری که علم پیشرفت بی سابقه ای داشته است چرا جان انسانها این گونه مورد تهدید قرار میگیرد ؟و مرگ چه قدر غریبانه به سراغ ادم میاید و انگار که نبوده ای و هیچ !

توی حیاط خونه من یه پیچک کاشتم پیچکا رشد کردند و ازدیوار حیاط رفتند بالا پارسال تو زمستون بود همینجور که رشد میکردند شاخه های قدیمی خشک میشدند و جدیدها جای انها میومدند حالا امسال تو زمستون همه اون قدیمیا خشک شدن و شاخه های جدید با برگهای نو اومدن روی همون خشک شده ها نشستن و از همون چوب خشکها بالا میرن خلاصه حالا پیچکا نو شدن و خبری از پیچکای پارسالی نیس از همین میشه به قصه ادما پی برد و ادما میان میرن نو جای کهنه میشه حالا چرا ما اینقدر تو تخیلات خودمون دوس داریم برای خودمون یه دنیای دیگه بسازیم و بگیم یه دنیای دیگه هم هس همیشه برای من جای سواله نه که اون دنیا هس یا نیس این که برای من حل شدس برای مردم فکر میکنم که چرا فکر میکنن باید به یه دنیای دیگه فکر کنن اخه وقتی میشه تو همین دنیا به هرچی میخوای برسی چرا با تخیلات میخوایم بهشت را به قیمت نسیه بخریم یادمه همیشه بزرگا میگن یا میگفتن جنسو به نقد بخر که سود تو خریده حالا چه ربطی داشت منم نفهمیدم اما این دنیا هم عجیب حکایتی داره یه مشت ادم میمیرن و صدا از هیچ کس بلند نمیشه اگه بلند بشه چنان میکنندش که مرگ را ارزوی اش کنند !


comment نظرات ()
سال نو مبارک
نویسنده : mehran kazemy - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٠

همسفران یک سال دیگر هم به هر دلیلی که بود تمام شد امسال تنها چیزی که خیلی مهم بود و انگشت حیرت به دهان ما ایستاند همانا مرگ هنرمندان بسیاری بود که امسال راهی دنیای باقی شدند رو حشان شاد !و از ما که امسالرا به استقبال عید میرویم معلوم نیست بدون تعارف باشیم برای سال بعد یا نباشیم به هر دلیل موجه و غیر موجه سال نو بر همه دوستان مبارک


comment نظرات ()
ابری باشم یا نباشم
نویسنده : mehran kazemy - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠

اگر از سکوت دل شکسته شود راهی نیست به جز مدارای باران با ابر بهاری من که در این اسمان تقطیر احساسم و شبنم به روی گلهای بهاری تازگیها چکیده ام از طراوت خودم و باز هم به مدارای خود حرف تازه میزنم نیست که مرا باشد دلگیری از خارهای گل که همه در این تصنیف به احساس تازه مینگرند و من هم از طراوت و باران هیچ نمیخواهم که همیشه ابری باشم بر فراز این نقطه های خیال انگیز


comment نظرات ()
 
نویسنده : mehran kazemy - ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٤

برای دیدن یک عکس امده ام به کا فی نت حالا چرا؟ چون که توی جی میل من عکس باز نمیشده حالا چرا نمیدونم میزد از اچ تی ام ال استفاده کنید شما میدونید یعنی چی؟ این کافینته من نمیدونم حروف انگلیسو چه جوری بیارم اینم یه مشکل خلاصه منو راهنمایی کنید که وقت نذارمبیام کافی نت


comment نظرات ()